عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
1030
زبدة التواريخ ( فارسى )
أَقْلامٌ « [ * ] » » « 1 » به كتابت كفايت مثل آن كتائب وفا ننمودى ، با عدّت و اهبتى تمام كه در نگارخانهء خيال مثل آن مصوّر نگردد و شهسوار وهم دو اسبه غبار خيل آن نشكافد و شاهين فكر در هواى ادراك كمّيّت آن از پرواز بازماند و صورتگر بيان بهواسطهء نقش بندى خط چهره وصف آن نگشايد به كردار كوه آهن صف كشيده از كوه تا كوه : شعر « [ 1 ] » درآمد ز جاى آن سپاه گران * تو گفتى كه شد كوه و بيشه روان و اركان زمين از بار سلاح مواكب در تزلزل آمد و سقف آسمان از زخم نعل مراكب در جنبش ، به آقسولات نزول اجلال « [ 2 ] » فرمود . شعر « [ 3 ] » زمين چند فرسنگ لشكر گرفت * ز لشكر جهان دست بر سر گرفت و اطناب سراپردهء شاهى سر به عيّوق افراخت و از خيام گوناگون در آن نواحى صد گردون پديد آمد : شعر « [ 4 ] » از خيمه و خرگاه تو گويى كه سپهريست * پُر كوكب رخشنده همه كوه و بيابان در آن مقام « [ 5 ] » مقرّبان حضرت خود را طلب فرموده در باب يورش و احوال اطراف از هرجهت مصلحت ديد هريك باز طلبيد هرچند حضرت قرانى را غرضى در خاطر مخمّر بودى و با خود مقرّر كردى امّا در ضمير منير مستور داشتى امرا و اركان دولت و اصحاب فطنت را طلب فرمودى و به كرّات و مرّات در آن امر طريق استشارت بهجاى آوردى و مضمون « لا صواب مع ترك المشورة » بر خاطر گذرانيدى و فايده « من استشار أولى الألباب نزل فى أبواب الصّواب « 2 » » را عمدهء حصول مراد شناختى و نصّ « وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ « [ * * ] » » « 3 » نصب العين داشت .
--> ( [ 1 ] ) - ت : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : بيت . ( [ 5 ] ) - ت : وقت . ( [ * ] ) قسمتى از آيه 27 ، سوره 31 . ( [ * * ] ) قسمتى از آيه 159 ، سوره 3 . ( 1 ) و اگر همهء درختان روى زمين قلم شوند . ( 2 ) . . . ( 3 ) - - - ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 15 .